تبلیغات
بسیج ولایت - مطالب بهمن 1394

بسیج ولایت

به امید دنیایی بهترو سرزمینی آبادتر

آگهی آگهی

"داعش" چه گروهی است و چه می‌خواهد؟

"داعش" چه گروهی است و چه می‌خواهد؟
 



• سازمان "دولت اسلامی در عراق و شام" (داعش) یکی از رادیکال‌ترین گروه‌های اسلام‌گرا در منطقه خاورمیانه است. این سازمان که در جنگ داخلی سوریه فعال است، و پیشتر فلوجه و اینک موصل عراق را تصرف کرده، چه ماهیت و هدفی دارد؟
"دولت اسلامی در عراق و شام" در سال 2013 از ادغام دو گروه " جبهه النصره" و "دولت اسلامی در عراق" بوجود آمد.
"دولت اسلامی در عراق" را شماری از گروه‌های مسلح عراق در اکتبر 2006 تشکیل دادند و "ابوعمر البغدادی" را به‌عنوان رهبر خود معرفی کردند. این گروه مسئولیت بسیاری از حمله‌های تروریستی از آن سال به بعد را بر عهده گرفت.
ابوعمر البغدادی در سال 2010 کشته شد. به جای وی ابوبکر البغدادی رهبر گروه شد. فعالیت گروه در زمان ابوبکر گسترش یافت و از زمان جنگ داخلی در سوریه عناصر "دولت اسلامی در عراق" در سوریه نیز فعال شدند.
در سوریه از اواخر سال 2011 "جبهه النصره لاهل الشام" تشکیل شد که شاخه "دولت اسلامی عراق" در سوریه به شمار می‌رفت. ابوبکر البغدادی در سال 2013 ادغام "دولت اسلامی در عراق" و "جبهه‌النصره" را اعلام کرد که در نتیجه "داعش" بوجود آمد.
در اواخر سال 2013 و اوایل 2014 "داعش" توانست وارد فلوجه درعراق شود.
ارتباط با القاعده
رسانه‌های آلمان می‌نویسند که"داعش" برآمده از دل گروه "توحید و جهاد" است که نهضت مقاومت در عراق در سال 2003 برای مقابله با تهاجم آمریکا علیه عراق پایه گذاشته بود. این گروه در عراق تنها به سربازان آمریکایی حمله نمی‌کرد، بلکه با حمله‌های انتحاری شیعیان و مسیحیان را نیز هدف تهاجم خود قرار می‌داد.
نخستین رهبر "توحید و جهاد" ابومصعب الزرقاوی بود که اهل اردن بود و بخاطر بی‌رحمی‌هایش مشهور است. از "توحید و جهاد" به عنوان شاخه عراق القاعده یاد می‌شود.
الزرقاوی در سال 2006 به دست آمریکایی‌ها کشته شد و به جای او "ابوحمزه المهاجر" ریاست "توحید و جهاد" را بر عهده گرفت. در همان سال بود که "دولت اسلامی در عراق" نیز به رهبری "ابوعمر البغدادی" تاسیس شد.
المهاجر و ابوعمر نیز در عملیات مشترک نیروهای عراقی و آمریکایی در سال 2010 کشته شدند.
به نوشته رسانه‌های ایران، ریاست "توحید و جهاد" را نیز از آن پس ابوبکر البغدادی بر عهده گرفت که از همان سال رهبری "داعش" را نیز در دست داشت.
جبهه‌های جنگ "داعش" و فعالیت‌اش در آلمان
در حال حاضر "داعش" در چند جبهه می‌جنگد: علیه گروه‌های شورشی‌ای که در سوریه در رقابت با هم هستند، علیه رژیم بشار اسد و علیه ارتش عراق.
قدرت "داعش" از بهار 2013 فزونی یافت. در آن زمان این سازمان وارد جنگ داخلی سوریه شد. "داعش" در آن‌جا با جبهه النصره درگیر شد که متشکل از سلفی‌های سوری بود، اگر چه هم داعش و هم جبهه النصره به شبکه تروریستی القاعده نزدیک بودند.
"داعش" بخصوص در جنوب شرقی سوریه به شهرهای کردنشین حمله می‌کند و مردم غیرنظامی را می‌کشد. این سازمان در عراق از اختلاف میان احزاب سنی کشور و دولت نوری المالکی که شیعیان در آن بیشترین نفوذ را دارند سود می‌برد.
به گفته محافل امنیتی، این سازمان بیش از ده هزار نفر عضو مسلح دارد. به گزارش دادستانی آلمان، این سازمان مسئول درگیری‌های مسلحانه، سوء‌قصدها، گروگان‌گیری‌ها و حمله‌های انتحاری بسیاری در سوریه است.
این گروه همچنین دست به حمله علیه غیرنظامیان و کارمندان سازمان‌های امدادگر می‌‌زند. دادستانی آلمان فدرال در پایان ماه گذشته (مه 2014) سه نفر را که مظنون به عضویت در "داعش" بودند متهم کرد که در آلمان به تهیه اسلحه و پول برای سازمان خود پرداخته‌اند.
هدف "داعش"
هدف "داعش" مبارزه برای برپایی حکومتی اسلامی است که دایره اقتدار آن از عراق تا سوریه باشد. بدین خاطر است که این سازمان مسلح تنها در عراق نمی‌جنگد بلکه علیه دولت علوی بشار اسد در سوریه نیز مبارزه می‌کند.
سنی‌ها در سوریه اکثریت جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند اما در عراق در اقلیت هستند. با این حال تا سرنگونی صدام حسین در عراق سنی‌ها قدرت را در دست داشتند.
حامیان مالی "داعش"
"داعش" هزینه‌های خود را از طریق کمک‌های مالی قطر و عربستان سعودی تامین می‌کند. همچنین مالیات راهی که این سازمان در طول مرز میان عراق و سوریه می‌گیرد پاسخگوی بخشی از نیازهای مالی آن است.
در صف "داعش" مسلمانانی از کشورهای گوناگون می‌جنگند، مسلمانانی از شمال آفریقا و کشورهای حاشیه خلیج فارس، همچنین برخی اروپایی‌ها یا آمریکایی‌هایی که به اسلام گرویده‌اند.

بخاطر خودتان كلش بازی نكنید!!!

Captur555e - Copy

معایب بازی کلش اف کلنز چیست ؟ / چگونه اعتیاد به کلش را ترک کنیم ؟ / فنلاندی ها روزانه بیش از ۶۵۴۰۰۰ دلار از این بازی انلاین پول در می اورند / کلش ، از ایجاد درگیری عمدی میان ایرانی و عرب تا استفاده از نماد های ماسونی + تصاویر

این روزها نام یک بازیِ مخصوص "تلفن های همراه هوشمند" به نام "کلاش اف کلنز" به شدت در میان نسل جوان و نوجوان بر سر زبان ها افتاده است.شما در قالب این بازی استراتژیک و جذاب به جنگ های قبیله ای پرداخته و از قلعه خود دفاع می

به گزارش گروه اجتماعی “ره به ری” : این روزها نام یک بازیِ مخصوص “تلفن های همراه هوشمند” به نام “کلاش اف کلنز” به شدت در میان نسل جوان و نوجوان بر سر زبان ها افتاده است.

جدید : در همین رابطه بخوانید: مضرات بازی کلش اف کلنز خانواده های غربی را هم به وحشت انداخت / لطفا همین حالا بازی کلش را ترک کنید+تصاویر+کلیپ ۳ دقیقه از زندگی یک جوان معتاد به کلش

شما در قالب این بازی استراتژیک و جذاب به جنگ های قبیله ای پرداخته و از قلعه خود دفاع می کنید.

این بازی یکی از پر فروش ترین بازی ها و جذاب ترین بازی های دنیا می باشد.

بر اساس گزارشات مالی منتشر شده ، بازی کلش اف کینز که توسط یک کمپانی فنلاندی طراحی شده است ، روزانه ۶۵۴۰۰۰ دلار برای گردانندگان آن در آمد زایی دارد.

در ادامه تصاویری از کارکنان این شرکت را مشاهده می کنید:

url

Clash_of_clans_Flame_thrower_lvl_3_00029

Capture5

شاید برای شما این سوال پیش آید که این درآمد زایی از چه طریقی انجام می شود ؟! در حقیقت در این نوع بازی های آنلاین شما جهت دریافت یک سری تجهیزات و آپشن های اضافی باید قدری پول خرج کنید و این تراکنش ها کم کم زیاد می شوند …

اکثر محتویات و قابلیت های بازی رایگان و به اصلاح آنلاک و باز هستند اما برای این که قوی تر شوید باید کمی پول خرج کنید تا ابزار آلات هجومی و دفاعی قوی تری خریداری کنید یا اگر به الماس و منابع بیش تری نیاز دارید باید آن را بخرید.

در ادامه تصاویری از فضای این بازی را ماهده می کنید:

مضرات بازی کلش اف کینز چیست ؟

  1. یاد دادن استراتژی های خاص و محدود:

در این بازی شما به ظاهر فکر می کنید که خلاقیت دارید و بر اساس خلاقیت خود بازی می کنید ولی در حقیقت در زمین سازندگان بازی می کنید و از استراتژی های آنها تبعیت می کنید. پس خلاقیتی در کار نیست بلکه به شما آموزش داده می شود که آنگونه که آنها می خواهند فکر کنید و عمل نمایید.

  1. اهمیت نداشتن کشته شدن سربازان:

برای یک فرمانده حفظ جان سربازان در کنار رسیدن به هدف اهمیت دارد امابرای شما در این بازی مثل یک پادشاه ستمگر فقط رسیدن به منابع دیگران و پیشرفت و کسب امتیاز اهمیت دارد و سربازان بردگان شما برای رساندن شما به اهدافتان هستند.

  1. ترویج خشونت:

این بازی تخم خشونت را در وجود ما و مخصوصا کودکان می کارد.

  1. خراب کردن همه چیز:

شما برای کسب غنایم همه چیز دهکده دشمن را نابود می کنید.

Captwefwure

  1. اول خراب کردن سرزمینهای کوچک:

این قانون جنگل است که قوی تر ضعیف تر را نابود می کند. در این بازی هم برای رسیدن به منابع بیشتر باید اول از نابود کردن و غارت سرزمین های کوچکتر شروع کنید تا به موفقیت برسید.

  1. اسمها و علائمی که در این بازی ترویج می شود با نمادهای فراماسونری و اومانیستی و جنگهای صلیبی و شیطان پرستی قرابت زیادی دارد.(در این باره در آینده بیشتر سخن خواهیم گفت)
  2. اصل اساسی این بازی مبتنی بر توسعه طلبی و کشورگشایی و طمع داشتن به اموال دیگران و پیشرفت از طریق غارت دیگران بنا نهاده شده است.
  3. در این بازی معمولاً مثلا به طور رندوم ولی در عمل کاملاً عمدی اعراب در برابر ایرانیان قرار می گیرند و دشمنی را میان آنها تقویت می کند و درگیریهای لفظی در رومها اتفاق می افتد.(در این باره در آینده بیشتر سخن خواهیم گفت)
  4. اتحاد دهکده ها برای نابودی دهکده های دیگر:

برای افزایش سرعت پیشرفت و حذف رقبا شما با دیگران متحد می شوید تا دهکده های کوچکتر را نابود کنید. این موضوع ما را یاد تشکیلات ناتو و ائتلاف های امریکا می اندازد.

  1. این بازی طبق اعتراف بازیکنان حرفه ای آن به شدت وقت را تلف می کند و اعتیادآور است.

در این بازی شما در یک دور باطل هستید. به ظاهر دارید پیشرفت می کنید ولی چه پیشرفتی؟ پیشرفت برای رسیدن به چی؟ آپگرید می کنید غارت میکنید که بزرگ شوید تا دوباره آپگرید شوید تا سرزمین بزرگتری را غارت کنید و دوباره پیشرفت کنید که آپگرید کنید که غارت کنید که بزرگ شوید که آپگرید کنید و غارت کنید که بزرگ شوید . . .

clash6

ترک اعتیاد بازی کلش اف کینز (ضمن عذر خواهی از مخاطبین عزیز این بخش مطلب کمی تخصصی است)

۱- اولین قدم برای ترک بازی غیر فعال کردن نوتفیکیشن است .

حتما برای شما هم پیش امده ، زمانی که تا از بازی بیرون میایید در اعلانات نوشته می شود: داره به شما اتک میشه-سرباز های شما اماده جنگ هستند-اسپل اماده است-کلن وار شروع شد-کلن وار تموم شد -شیلد شما در حال اتمامه و ….

لزوما هر کس باشه وارد اکانت میشه و اگر هم وارد شد ، آن دقر فضا جذاب و مهم می شود که دیگه خارج کردنش دست خداست….

برای غیر فعال کردن این اعلانات و حل این مشکل باید از وارد تنظیمات<مدیریت برنامه ها<کلش اف کلنز<زیر دکمه توقف اجباری یک تیک وجود دارد ، آن تیک را بردارید تا برای همیشه خلاص شوید.

۲-  سعی کنید در فصل امتحانات حتما کاپ و یاهمون تروفی خود رو پاییین نگه دارید ، چرا ؟به دو دلیل

دلیل اول : تجربه نشون میده اگه شما سعی کنید تروفی خود و یا همون کاپ رو ببرید بالا حداقل ۴ ساعت در روز گیرش می افتید و از زندگی عقب می افتید  (حداقل چهار ساعت)

Capture8

دلیل دوم اینکه اگر شما کاپتون بالای ۲۲۰۰ باشه  حداقل ۵ ساعت توی روز توی بازی گیر میکنین و با خودتون میگید اگه بیام بیرون غارتم میکنه بزار یکم دیگه برم بالا فقط یکم( پس سعی کنید پایین نگهش دارید.

۳- اگه بازی روی گوشی شما نصب هست و شما هم کامپیوتر دارید حتما بازیتون رو روی گوگل سیو کنید و برنامه بلواستکس رو دانلود و روی کامپیوتر نصب کنید و اینجوری دسترس شما به بازی محدود میشه و نمیتونید مداوم به بازی سر بزنید و خلاصه حوصله ندارید مداوم کامپیوتر را روشن کنید.

۴-سعی کنید توی دوره های ترک (امتحانات ) توی بازی هدفی نداشته باشید . چون وقتی شما هدفی دارید مثلا به خودتون میگید امروز کارگرم بیکار میشه منم ۷۰۰۰۰۰ گلد دارم بزار برم اتک جمع کنم تا ۳۲۰۰۰۰۰ بدم کَنون بره لول ۱۱ و همین خودش بدون اینکه بفهمید ۳ یا ۴ ساعت از وقت شما رو میگیره…

۵-به هیچ عنوان کلن نسازید !!!  شاید عجیب باشه ولی بارها تجربه شده که اگه مدیر کلنی باشید رفت و امد توی بازی حداقل ۳ برابر قبل میشه  به دلایل مختلف مثل چک کردن کاربران و کولیدران (تا خراب کاری نکند ) چک کلن وار   ،چک  و پر کردن درخواست ها ، و ….

شاید اینها آغازی برای ترک این بازی باشد.

۶-چند تا نکته درباره اینکه کلش اف کلنز برای گوشی و یا تبلت شما چقدر ضرر داره :

اول- با نصب و اجرای این بازی به علت حجم زیاد و اینکه بازی انلاین و سرور رو باید چک بکنه ۶۶% از مصرف باتری گوشی رو به خودش اختصاص میده که توی دو ساعت بازی کردن میبینید اخطار تخلیه باتری براتون میاد .

سیستم و یا همون پردازنده گوشی و یا تبلت شما بسیار داغ میکنه چون شما حتما با زدن تلفن همراه در شارز ، و بازی میکنید که براش اصلا خوب نیست.

مصرف اینترنتتون بشدت بالا میره و…

Captur555e

درد دل یکی از کاربران این بازی معروف (با زبان ساده) :

در اوایل بازی حدود دو ماهی در کلن های مختلفی گشت زدم و با آدم و گروه های متفاوتی آشنا شدم…
که برخی مشکلات این بازی رو در کلن های مختلف باهاش برخورد کردم و این اواخر هم بیشتر در قسمت چت همگانی بودم به برخی فسادهای این بازی برخورد کردم..که فکر میکنم این برای والدین افراد زیر ۱۸ سال هشدار هست نه افرادی که خوب و بد رو تشخیص میدن و شخصیتشون شکل گرفته…
من به یک کلنی پا گذاشتم که رنج سنی **** داشت اول گفتم خوبه عوضش بچه بازی نیست در کلن هایی که افراد زیر ۱۷ سال وجود داره ثبات حاکم نیست چون هنوز احساس نوجوانی در بچه ها هست و حس غرور کاذب و احساس بزرگی زود رس }گفتم پس در محیطی آرام و کم تنش زا هستم..چون بیشتر افراد بالای ۱۹ سال یا دانشجو هستند یا شاغل و توقع دارند ساعات استراحت خود رو در بازی بگذرونن و دچار اعصاب خوردی نشن {چنین چیزی نبودش در این بازی محال هست }…بعد از گذشت چند ساعت در بازی فحاشی هایی رو از افراد اون کلن دیدم که برای اونها جنبه تفریح و شوخی داشت و کم کم یکی از پسران کلن شروع کرد برای یکی از دخترهای کلن خاطرات خود رو در مورد روابط نامشروع خودش گفتن و تمام کلن دم به دم هم دادن در این مورد و تازه متوجه شدم این دوستان اکثریت اینکاره هستند و اگرم نیستند افراد رو تحریک به اعمال نادرست میکنن و تشویش به این امر …واقعا متاسف بودم برای افرادی که بازی نمیکردند هدفشون چیز دیگری بود و سریع ازون کلن زدم بیرون و خیلی از خدای خودم شرمنده بودم که چرا باید ما انسانها محیط بازی رو هم به فساد بکشیم و خوشحالم که سریع متوجه شدم اومدم بیرون…شاید خیلی نگذشت از حضورم در این کلن ولی دریافتم فاسد در همه جا کار خودش رو انجام میده…حتی در چت همگانی به وفور دیده میشه …پسر ۱۲ ساله فحاشی هایی میکنه فقط آدم خجالت میکشه این به عنوان ایرانی داره حرف میزنه….
بعد اون کلنی رفتم بر حسب اتفاق به پیشنهاد یکی از اقوام که حالت دوستانه و خانوادگی داشت کلن واقعا مودب و عالی بودجالب بودم برام یه چیزیش که دوتا داداش و یک خواهر بودن در این کلن که مامانشونم بود حتی نامزد یکی از پسرها هم بود…میخوام بگم مادر که حس نگرانی به این بازی رو با ورود خودش به بازی و جایی که فرزندانش بیشترین ساعات رو میگذروند نظاره گر بود و آفات بازی رو از نزدیک لمس میکرد…
یکی از اتفاقات این بازی سر شوخی بین افراد کلن اختلاف بین یک زوج افتاد تا حدی که باهم قهر کردند و یکی از کلن رفتو دیگری راحت در کلن بود و با ابجی های هم کلنیش میگفت و میخدید و براش مهم نبود چون تنوع برای انتخاب و فکر میکرد این بازی باعث شد روشن بشه و بفهمه که دختر خوب و سر به زیر به درد زندگی نمیخوره…
افراد کوچیکتر هم شاهد این موضوع بودن که سر یک باز ی هم میشه حتی یک زندگی مشترک دچار آسیب بشه…
در کلن دیگری یکی از افراد با افتخارمیگفت من حتی سر کار یواشکی بازی میکنم و وقتی خونه میام برای پسر یکساله ام و همسرم وقتی نمیذارم بعد شام وارهایی که دارم رو میرم و چندتا غارت میکنم و به دهکده ام سر و سامان میدم و اونقدر خسته هستم میخوابم…
واقعا سوالم اینه ازین پدر و همسر سی و چند ساله که ارزش بازی از فرزند یک ساله که شیرین ترین لحظات یک بچه هست بیشتره؟لحظاتی که هیچ وقت بر نمیگرده…یا اینکه همسر شما واقعا حقی نداره بعد از یک روز تمام انتظار رسیدن شما به خونه که به جای بازی به ایشون توجه بشه نه ابجی های توی کلن !!!
گاهاً دیدم طرف میگه از خستگی چشمام باز نمیشه و از سر کار با همسرم اومدیم و شام خوردیم
و الان اون خوابیده من اومدم ات وار برم بعد ات وارش رو رفته ولی زمانیکه برای گپ زدن میتونست برای همسرش بذاره رو برای ابجی ها یا برعکس برای داداشی هاشون گذاشتن خانم ها و اونقدر که در صدد رفع ناراحتی اینها هستند برای اعضای خانواده خودشون زمانی نمیذارن…
بعد رفتم کلنی دیگر فضای خوبی بود ولی آسیب هایی که قشر محصل میدید رو براتون میگم …
رنج سنی ۱۳- ۱۶ سال مخصوصا آقا پسرا از درس خودشون میزدن که بازی کنن شب امتحان میومدن که وار برن هرچند مدیر کلن حواسش بود آسیب نبینن ولی باید همه وار میرفتن …و کلا نگم از تنش هایی که بین افراد پیش میومد برای شرکت در وار و چه کدورت هایی ایجاد میشد بین صمیمی ترین افراد و حتی بین زوج ها و خواهر برادرها…
طرف سال پیش دانشگاهی بود و خیلی باهوش ولی تایم زیادی رو برای بازی میذاشت و خیلی قوی بود…سال شرنوشت ساز یک نوجوان…
یک سوال دارم از همه ی محصلین عزیز واقعا بازی ارزشش از آینده شغلی ،اقتصادی ،اجتماعی شما بیشتر هست…یک روزی ازین بازی زده میشد که دیگه دیر هست برای جبران روزها و ساعتها و زمان های خوب برای فرصت های خوب یادگیری یا فرصت های خوب شغلی یا از همه مهم تر در کنار خانواده بودن…
شما اون زمانی رو که صرف بازی میکنید صرف تفریحات همراه خانواده کنید و برای درس و وظایف اصلیتون زمان بذارید ،برای کسب درآمد به فکر دزدی بازی نمی افتید…{البته کم هستند این افراد ولی هستند در همه رنج سن}
بله دزدی در سسن ۱۳ و ۱۶ ساله …یه بنده خدایی میخواست بازی خودش رو بفروشه چون دیگه میخواست زمانش رو بیشتر برای کار و چیزهای مهم زندگیش بذاره دوتا مشتری داشت که نوجوون بودن و اصرار داشتن که یوزر نیم و پسورد جیمیلش رو بگیرن اول و بعد ۱۵۰۰۰۰۰تومان رو به حساب شخص بریزن…خلاصه همین که اسم سایتهای معتبر واسطه برای فروش اکانت بازی آوردیم کم کم عصبی میشدن و زیر بار نمی رفتن و میگفتن ما به شما اعتماد داریم و شما هم باید به ما اعتماد کنید ولی در آخر نفروخت و اونها توی اون سن فحاشی هایی میکردن که من توی این ۲۴ سال زندگیم نشنیده بودم…
معلوم و آشکار شد که قطعا دزدن…{چون فکر نمیکنم پدر و مادر درست و فهمیده اجازه خرج میلیونی به نوجوون خود بدهند و چه بسا بیشتر چدر و مادرهای این افراد انسانهای خوبی هستند ولی فرزندانشون با هم نشینی با افراد نادرست یا کل با دوستان یا طمع پول و یا هر دلیل دیگری فرزندشون گرفتار کار نادرستی بشه}
خب چرا یه بازی باید باعث بشه افراد زیادی فقط به فکر دزدی و کلاه برداری باشن …مگه اسمش بازی نیست؟!!!این هایی که گفتم تازه بعضی از آسیب های این بازی هست…
لازم به ذکر هست که با خودن این مطلب فقط قرار هست هشیار بشیم و نه اینکه بگیم تمام افرادی که بازی میکنن به این شکل هستند بنده تجربیات خودم رو گفتم و افراد خوب و متشخص زیادی هم در همه رنج سنی بود و فقط فقط قصد بازی داشتند و بس که تعداد این افراد خیلی بیشتر از آنهایی بود که روایت شد…فقط بنده قصد آگاهی بخشس به همه افرادی بود که حتی درست بازی میکنن که گرفتار این طور مشکلات نشن….
در آخر از همه میخوام که اگرم بازی میکنید در حد یک بازی و تفریح سالم زمان بذارید براش…محصلین و مجردین بزرگوار زندگی فقط بازی نیست که حتی پس انداز های خودتون رو سر این بازی هدر کنید…پدر و مادر ان ما زحمت بسیار زیادی برای ما کشیدن تا شدیم ماهایی که در کلن تا لول و سطحمون بالا میره دیگه خدارو بنده نیستیم و سر بازی باهاشون جر و بحث میکنیم و باعث نگرانی اونها میشیم که آینده اخلاقی و اجتماعی و تحصیلی فرزند من چی میشه وقتی که حتی وقت غذا و خرید و مهمانی و سر کلاس درس و شب یواشکی زیر پتو مشغول بازی هست…پرخاشگر شده!!!…


منبع:rahemellat.ir

انشای یک کودک در مورد ماهواره(طنز)

Wink انشای یک کودک در مورد ماهواره(طنز)



باید بگویم که ماهواره چیز خوبی است ، چون ما اطلاعات زیادی از درون آن به دست می آوریم ، مثلاً یاد می گیریم که “چنار” علاوه بر اسم درخت ، اسم آدم نیز می تواند باشد. ما میتوانیم با مشاهده ی ماهواره با فرهنگ کشور های دیگر هم آشنا شویم ، مثلاً در کشور “بقلستان” مردم همواره به فکر ازدیاد نسل هستند و همواره تلاش می کنند که برای همدیگر بچه به دنیا بیآورند.
ماهواره داشتن ، پتانسیل امنیتی آدم را بالا می برد به گونه ای که ما دیشِ مان را در کور ترین نقطه ی پشت بام قایم میکنیم تا کسی آن را از خیابان نبیند ، و یا آن را در بالکن گذاشته و رویش پارچه می اندازیم ، بدون اینکه احدالنّاسی متوجه آن بشود.
ماهواره باعث پیشرفت تکنولوژی در ما می شود. مثلاً وقتی پدرمان کانالی را قفل می کند ، ما انواع و اقسام عددها را امتحان می کنیم تا به رمز دست بیابیم و این باعث می شود که ذهن ما به کار بیفتد.
ماهواره داشتن کلاس دارد ، به گونه ای که اگر کسی در خانه اش ماهواره نداشته باشد اورا اُمّل و بی سواد و از جامعه دورمانده میخوانند!
ماهواره داشتن در بحث های گروهی و فامیلی به ما کمک می کند ، مثلاً شب های جمعه خانواده ها دور یکدیگر جمع شده و عکدمی نگاه می کنند و در پایان آن را برای هم تفسیر میکنند و در آخر به این نتیجه می رسند که آنها استعداد خواننده شدن را داشتند اما سوختند !!
ماهواره داشتن حس کنجکاوی انسان را دو چندان می کند ، مثلاً ما در خانه ساعت ها راجع به این موضوع بحث می کنیم : که چرا آقای “روزخیز” روز به روز جوان تر میشود.
پدرم فکر میکند آنهایی که پایشان آن ور آب است ، بهتر می دانند درون مملکت چه خبر است! و من هرچه میخواهم او را توجیه کنم فایده ندارد و به من می گوید بچه برو سر درس و مشقت!
ما نتیجه می گیریم که ماهواره بسیار چیز مفید و کارآمدی است و ضررهای آن شاید به تعداد انگشت های یک دست هم نرسد! من به آقای معلم توصیه می کنم که یک ماهواره بخرد تا خودم برایش آبگرید کنم و حتماً برنامه های جـِـن تی وی را تماشا کند ، چون اگر نکند ، نصف عمرش بر فناست.
پایان

زندگی نامه امام خمینی


زندگینامه امام خمینی امام خمینی زندگی نامه امام خمینی

زندگینامه امام خمینی:

 امام خمینی در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 میلادى ) در شهرستان خمیـن از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطهر سلام الله علیها, روح الله المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .

 

او وارث سجایاى آبا و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هدایت مردم وكسب معارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الله العظمـى میرزاى شیـرازى (رض), پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمـده بـود به ایران بازگشت و در خمیـن ملجإ مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت امام خمینینمى گذشت،طاغوتیان و خـوانیـن تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان به مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسخ گفتنـد و در مسیر خمیـن به اراك وى را به شهادت رسانـدنـد.

 

بدیـن ترتبیب امام خمینى از اوان كـودكى با رنج یتیمى آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومنه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیه الله خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مكرمه اش ( صاحبه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .

 

هجـرت امام خمینی به قـم و تحصیل دروس تكمیلـى:

اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هجـرى شمسـى, مطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینـى نیز رهسپـار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اساتید حـوزه قـم طـى كرد.

 

ازدواج امام خمینی و تشکیل خانواده:

میرزا محمد ثقفی تهرانی در زمان تحصیل در شهر مقدس قم، با حاج آقا روح ‌الله مصطفوی خمینی (حضرت امام) كه در آن زمان 27 سال داشت آشنا شد كه همین آشنایی، واسطه‌ ازدواج امام خمینی(ره) با بانو ثقفی در سال 1308 شمسی شد.

امام خمینی در سال ۱۳۰۸ هجری خورشیدی با خدیجه ثقفی دختر میرزا محمد ثقفی تهرانی ازدواج کرد.برخلاف سنت رایج چند همسری و متعه در بین روحانیان آن زمان، خمینی هیچگاه همسر دیگری و متعه اختیار نکرد و برخلاف رسم آن زمان خمینی در امور منزل به همسرش کمک می کرد.


ثمره این ازدواج تولد سید مصطفی، فرزند اول آنها در آذر 1309؛ سید احمد در 26 اسفند 1324 و خانم‌‌ها سیده فریده‌،‌ سیده زهرا و سیده صدیقه بود.

زندگینامه امام خمینی امام خمینی زندگی نامه امام خمینی

 پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نتیجه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه علمیه عازم قـــم گردید. در این زمان, امام خمینـى به عنـوان یكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحـب راى در فقه و اصـول و فلسفه و عرفـــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام خمینی طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامـى در فیضیه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـدیه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجـد سلماسى, و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فقه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه براى نخستیـن بار مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فقیه بازگـو نمود .

 

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام:

روحیه مبارزه و جهاد در راه خدا ریشه در بینـش اعتقادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیاسى و اجتماعى طـول دوران زندگى امام خمینی داشته است. مبارزات ایشان از آغاز نـوجـوانـى آغاز, و سیر تكاملى آن به مـوازات تكامل ابعاد روحى و علمى امام خمینی از یكسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایران و جـوامع اسلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مختلف ادامه یـافته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمنهاى ایالتى و ولایتى فرصتـى پـدید آورد تا امام خمینی در رهبـریت قیام و روحـانیت ایفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیب قیام سراسرى روحانیت و ملت ایران در 15 خرداد سال 1342 با دو ویژگـى برجسته یعنى رهبرى واحد امام خمینى و اسلامـى بـودن انگیزه ها, و شعارها و هدفهاى قیام, سرآغازى ششـد بر فصل نـویـن مبارزات ملت ایران كه بعدها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخته و معرفـى شد

 

امام خمینـى خاطـره خـویـش از جنگ بیـن الملل اول را در حالیكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى كند : مـن هر دو جنگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن كـوچك بـودم لكـن مدرسه مى رفتـم و سربازهاى شـوروى را در همان مركزى كه ما داشتیـم در خمیـن, مـن آنجا آنها را مى دیدم و ما مورد تاخت و تاز واقع مى شدیـم در جنگ بیـن الملل اول.

 

پـس از رحلت آیه الله العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه.ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهدید مى كرد. علماى متعهد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمیه قـم را آیات عظام : سید محمد حجت, سید صدر الدیـن صدر و سید محمد تقـى خـوانسارى ـ رضوان الله علیهم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بخصوص پـس از سقوط رضاخان, شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجـردى شخصیت علمـى بـرجسته اى بـود كه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مرحوم حایرى و حفظ كیان حـوزه باشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیه الله حایرى و از جمله امام خمینـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام خمینیدر دعوت از آیه الله بروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.

 

امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با همكارى آیه الله مـرتضـى حایـرى تهیه كرد و به آیه الله بروجردى (ره) پیشنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مورد استقبال و حمایت قرار گرفت .

اما رژیـم در محاسباتـش اشتباه كرده بود. لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى كه به موجب آن شرط مسلمان بودن, سوگند به قرآن كریـم و مرد بـودن انتخاب كنندگان و كاندیداها تغییر مـى یافت در 16 مهر 1341 ه.ش به تصـویب كـابینه امیـر اسـد الله علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگه داشتـن هدفهاى دیگر بـود. حذف و تغییر دو شـرط نخست دقیقا به منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهایـى در مصادر كشـور انتخاب شـده بـود. چنانكه قبلا نیز اشاره شد پشتیبانى شاه از رژیـم صهیـونیستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرأیل شرط حمایتهاى آمریكا از شاه بـود. نفوذ پیروان مسلك استعمارى بهأیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمینـى به همراه علماى بزرگ قـم و تهران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مزبور پـس از تبادل نظر دست به اعتراضات همه جانبه زدند .

 

نقـش حضرت امام خمینی در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شاه و گوشزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیه در ایـن شـرایط بسیار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافها و نامه ها سرگشاده اعتـراض آمیز علما به شاه و اسد الله علـم مـوجى از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافهاى امام خمینـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود.

 

بدیـن ترتیب ماجراى انجمنهاى ایالتى و ولایتـى تجربه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بویژه ازآن جهت بـود كه طى آن ویژگیهاى شخصیتـى را شناختنـد كه از هر جهت براى رهبـرى امت اسلام شایسته بـود. با وجـود شكست شاه در ماجـراى انجمنها, فشار آمركا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامه یافت. شاه در دیماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش ر بر شمرد و خـواستار رفراندوم شد . امام خمینى بار دیگر مراجع و علماى قـم را به نشست و چاره جویى دوباره فراخواند .

 

با پیشنهاد امام خمینى عید باستانـى نـوروز سال 1342 در اعتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضرت امام خمینى از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیـر و همسـویـى شـاه بـا اهـداف آرمیكا و اسرایل افشا شده بـود . از سوى دیگر, شاه در مورد آمادگى جامعه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مقامات واشنگتـن اطمینان داده بود و نام اصلاحات را انقلاب سفیـد نهاده بـود. مخالفت علما براى وى بسیار گران مى آمد .

 

امام خمینى در اجتماع مردم, بى پروا از شخص شاه به عنـوان عامل اصلـى جنایات و همپیمان با اسـرأیل یاد مـى كـرد و مـردم را به قیام فرا مـى خواند. امام خمینى در سخنرانى خـود در روز دوازده فروردیـن 1342 شدیدا از سكـوت علماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انتقاد كرد و فرمود : امروز سكـوت همراهى با دستگاه جباراست حضـرت امام روز بعد ( 13 فـروردیـن 42 ) اعلامیه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منتشر ساخت . راز تإثیر شگفت پیام امام خمینى و كلام امام در روان مخاطبینـش كه تا مرز جانبازى پیـش مـى رفت را باید در همیـن اصالت انـدیشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـأبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .

 

سال 1342 با تحریـم مراسـم عید نوروز آغاز و با خـون مظلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شاه بر انجام اصلاحات مـورد نظر آمریكا اصرار مـى ورزید و امام خمینى بر آگاه كردن مردم و قیام آنان در برابر دخـالتهاى آمـریكـا و خیـانتهاى شاه پـافشـارى داشت. در چهارده فروردیـن 1342 آیه الله العظمـى حكیـم از نجف طـى تلگرافهایى به علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كه همگـى به طـور دسته جمعى به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد براى حفظ جان علماوكیان حـوزه ها مطرح شده بود .

حضرت امام خمینى بـدون اعتنا به ایـن تهدیـدها, پاسخ تلگراف آیه الله العظمى حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تإكید كرده بـود كه هجرت دسته جمعى علما و خالـى كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .

امام خمینـى در پیامـى( به تایخ 12 / 2 / 1342 ) بمناسبت چهلـم فاجعه فیضیه بـر همـراهـى علما و ملت ایران در رویارویـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرأیل غاصب تـإكیـد ورزیـــد وپیمـانهاى شـاه و اسـرأیل را محكـوم كرد .

 

قیام 15 خرداد:

ماه محرم 1342 كه مصادف با خرداد بـود فرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهایت استفاده را در تحـریك مردم به قیام علیه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .

امام خمینى در عصر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342 شمسى ) در مدرسه فیضیه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .

 

در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمینى با صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم, اى آقاى شاه ! اى جناب شاه! مـن به تو نیصحت مى كنم دست بردار از این كارها, آقا اغفال مى كنند تو را. مـن میل ندارم كه یك روز اگر بخـواهند تـو بروى, همه شكر كنند ... اگر دیكته مى دهند دستت و مى گـویند بخـوان, در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بشنـو ... ربط ما بیـن شاه و اسرأیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرأیل حـرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرأیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعزامـى از مركز, منزل حضرت امام خمینى را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیر و سـراسیمه به تهران بـرده و در بازداشتگاه باشگاه افسـران زندانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قصر منتقل نمـودنـد . صبحگاه پانزده خرداد خبـر دستگیرى رهبـر انقلاب به تهران, مشهد, شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .

 

نزدیكترین ندیم همیشگى شاه, تیمسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبده ترین مإموریـن سیاسى و امنیتى آمریكا براى سركـوب قیام و همچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربار و امراى ارتـش وساواك در ایـن ساعات پرده بـرداشته و تـوضیح داده است كه چگـونه شاه و ژنرالهایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .

 

امام خمینـى, پـس از 19 روز حبـس در زندان قصـر به زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .

با دستگیرى امام خمینى  و كشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42, قیام ظاهرا سركوب شد. امام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن به سئوالات بازجـویان, با شهامت و اعلام اینكه هیئت حاكمه در ایـران و قـوه قضأیه آنرا غیر قانـونـى وفاقـد صلاحیت مـى داند, اجتناب ورزید. در شامگاه 18 فروردیـن سال 1343 بدون اطلاع قبلـى, امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. به محض اطلاع مردم, شادمانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهـى در مـدرسه فیضیه و شهر به مـدت چنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15 خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مشتـرك امام خمینـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشته شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.

 

امـام خمینـى در همیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشت : دنیا بـدانـد كه هر گرفتارى اى كه ملت ایـران و ملل مسلمیـن دارنـد از اجـانب است, از آمـریكاست, ملل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرأیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرأیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام خمینى علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون, ایران را در آبـان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .

 

از طـرف دیگـر به مـوجب سنـدهـایـى كه بعد از پیــــروزى انقلاب اسلامـى منتشر شد, كسانـى همچـون آقاى شریعتمدارى در ایـن زمان ( آبان 43 )از مـوقعیت و نفـوذ خـود استفاده كرده و كـوشیدنـد تا طـرفـداران خـویـش را وادار به سكـوت و عدم حمایت از دعوت امام خمینى نمایند . سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مسلح اعزامـى از تهران, منزل امام خمینى در قـم را محاصره كردند. شگفت آنكه وقت باز داشت, هماننـد سال قبل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام خمینى بازداشت و به همراه نیروهاى امنیتى مستقیما به فرودگاه مهرآباد تهران اعزام و با یك فروند هـواپیماى نظامى كه از قبل آماده شده بـود, تحت الحفظ مامـوریـن امنیتى و نظامى به آنكارا پـرواز كـرد. عصـر آنـروز ساواك خبـر تبعیـد امام خمینى را به اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها منتشـر سـاخت.

 

علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تظاهرات در بازار تهران, تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.

اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در ایـن مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكست و در غیاب امام خمینـى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پسند زد. اقامت اجبارى در تـركیه فـرصتـى مغتنـم بـراى امام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.

 

تبعیـد امـام خمینـى از تـركیه به عراق:

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به همراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از تركیه به تبعیدگاه دوم, كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود به بغداد براى زیارت مرقد أمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظمیـن, سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هفته بعد به محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت كرد.

 

دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمینـى در نجف در شـرایطـى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدودیتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت اما مخالفتها و كارشكنیها و زخـم زبانها نه از جبهه دشمـن رویارو بلكه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گسترده و آزاردهنده بود كه امام خمینى با همه صبر و بردبارى معروفـش بارها از سختى شرایط مبارزه در ایـن سالها به تلخى تمام یاد كرده است. ولى هیچیك از ایـن مصـأب و دشـواریها نتـوانست او را از مسیـرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .

 

امام خمینى سلسله درسهاى خارج فقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهاى عناصـر مغرض در آبان 1344 در مسجـد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت .

حوزه درسى ایشان به عنـوان یكى از برجسته تریـن حـوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .

 

امام خمینـى از بدو ورود به نجف با ارسال نامه ها و پیكهایى به ایران, ارتباط خویـش را با مبارزیـن حفظ نموده و آنان را در هر منـاسبتـى به پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا مى خواند . امام خمینى در تمام دوران پـس از تبعید, علیرغم دشواریهاى پدید آمـده, هیچگاه دست از مبارزه نكشیـد, وبا سخنـرانیها و پیامهاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .

 

امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفتح فلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خـویـش را دربـاره مسأل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همیـن مصاحبه بر وجـوب اختصاص بخشـى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .

اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بعث عراق بـر سـر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایرانیان مقیـم این كشـور را در بدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بعث بسیار كوشید تا از دشمنى امام خمینى با رژیـم ایران در آن شرایط بهره گیرد .

 

چهار سال تـدریـس, تلاش و روشنگرى امام خمینـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینك در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیشمار داخل كشـور مخاطبیـن زیادى در عراق, لبنان و دیگـر بلاد اسلامـى بـودنـد كه نهضت امام خمینـى را الگـوى خـویـش مى دانستند .

 

امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 ):

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدااقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام خمینى در اعتراض به شرایط پیـش آمده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امام خمینى در آن شـرایط اجـازه خـروج نـدادنـد .

 

سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد, مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهاى چـریكـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهـى و سیاسـى مبـارز گـرفتـار زندانهاى رژیم بودند .

 

شاه در ادامه سیاستهاى مذهب ستیز خـود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـى كشـور را از مبدإ هجرت پیامبر اسلام به مبدإ سلطنت شاهان هخامنشى تغـییر داد. امام خمینى در واكنیشى سخت, فتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـى پایه شاهنشاهـى داد. تحریـم استفاده از ایـن مبدإ موهوم تاریخى همانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران استقبال شـد و هر دو مـورد افتضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد .

 

اوجگیـرى انقلاب اسلامـى در سـال 1356 و قیـام مـردم:

امام خمینـى كه به دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهایت بهره بـردارى را كـرد. امام خمینى در مرداد 1356 طـى پیامى اعلام كرد : اكنـون به واسطه اوضاع داخلى و خارجى و انعكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطبـوعات خارجى فرصتـى است كه باید مجامع علمى و فرهنگـى و رجال وطنخـواه و دانشجـویان خارج و داخل و انجمنهاى اسلامـى در هـر جایـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خیزند .

 

شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمینى در اول آبان 1356 و مراسـم پر شكـوهـى كه در ایران برگزار شـد نقطه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهبى ایران بـود. امام خمینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى توهیـن آمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض به ایـن مقاله, به قیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شـد كه طــــى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشیـده شـدنـد . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شـده را خامـوش كند .

او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا به كـودتاى نظامـى ارزیابـى مى كرد .

ادامه مطلب

گالری تصاویر

تمامی حقوق مطالب سایت متعلق به وبلاگ بسیج ولایت می باشد
طراحی و اجرا:سایت ستاپ