تبلیغات
بسیج ولایت
به امید دنیایی بهترو سرزمینی آبادتر
استقلال*آزادی*جمهوری اسلامی
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید در این وبلاگ مشكلات جامعه امروزی را به صورت یك طنز یاشعر واطلاعات ودانستنی های زیادی را برای شما آماده كرده ام امیدوارم این اطلاعات به شما كمك بكند.
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه
 
دولت کره شمالی هدف خود از گسترش برنامه تسلیحات نظامی خود را بازدارندگی در برابر جنگ‌های احتمالی اعلام کرده است. 


به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در حالی کره شمالی به تهدید نظامی کره جنوبی و دایه‌اش آمریکا روی آورده است که آمریکا بزرگ‌ترین ارتش سراسر جهان را در اختیار دارد و بودجه نظامی سالانه آن تقریباٌ با بودجه نظامی سراسر دنیا برابری می‌کند. با این حساب کشور کره شمالی چگونه می‌تواند آمریکا را تهدید کند؟ عده‌ای از منتقدان؛ تهدیدات کره شمالی خیال‌پردازی یا بلوف یا ایده‌آلیسم انقلابی‌گری به نظر برسد؛ اما وزیر دفاع آمریکا این تهدیدات را «جدی» خواند.

برخی معتقدند واقعی بودن این تهدیدات به علت توانایی کره شمالی در به کار گیری سلاح هسته‌ای است؛ اما شواهد نشان می‌دهد ارتش کره شمالی دارای امکانات بیشتری است که به آن نیروی مضاعفی برای عملیات می‌بخشد. رهبر جوان کره شمالی به پشتوانه امکانات نظامی، ایدئولوژی کمونیستی و نظامی توتالیتر طی سال‌های اخیر، نگاه رسانه‌های جهان را به خود جلب کرده و نگرانی‌های بسیاری را دامن زده است.


کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر

مهم‌ترین ویژگی ارتش کره شمالی، انبوه سربازان آن است. در حالت عادی، 1.8 میلیون سرباز در پادگان‌های این کشور کمونیستی زندگی می‌کنند که هر لحظه آماده هر نوع عملیاتی هستند. علاوه بر آن، پیونگ یانگ دارای 9 میلیون سرباز احتیاطی است که در صورت نیاز به پادگان‌ها فراخوانده می‌شوند. به این ترتیب در برابر هر نوع جنگ احتمالی، مجموعاً 10 میلیون سرباز آماده رزم در لشگر کره شمالی وجود دارند. برای درک بهتر این رقم، کافی است به یاد آوریم ایالات متحده در جریان حمله و اشغال عراق، کم‌تر از 300 هزار سرباز را به عملیات فرستاد. 

نکته جالب‌تر در این میان، ساختار آموزشی و شهرنشینی در کره شمالی است. علاوه بر سربازهای آماده به رزم و سربازان ذخیره، این کشور دارای جوانانی است که دوره نظامی می‌بینند تا در صورت لزوم به ارتش ملحق شوند. تا پایان سال 2014، جمعاً 12میلیون شهروند  عمدتاً جوان آخرین دوره‌های آموزشی سربازی را طی کرده و آماده برای استخدام در ارتش در مواقع اضطراری هستند.

کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر

حتی خوش‌بین‌ترین لیبرال‌ها در کره جنوبی نیز نمی‌توانند تصوّر کنند در آینده‌ای نزدیک، با سقوط دولت پیونگ یانگ یا هر عامل دیگری بتوان دو همسایه شبه جزیره را متحد کرده و نیروهای بین‌المللی در خیابان‌های کره شمالی رفت و آمد کنند؛ زیرا مردم عادی  که دهه‌ها تحت تأثیر شدیدترین تبلیغات ضد آمریکایی بوده و از لحاظ ذهنی آماده شده‌اند  هم دسترسی به سلاح داشته و هم آموزش‌های نظامی دیده‌اند و می‌توانند هر یک از روستاها و محلات شهری کره شمالی را تبدیل به مسلخی برای نیروهای «امپریالیستی» و «سرمایه‌دار» کنند. در نتیجه هر راه‌حلی برای بحران شبه‌جزیره که جز از طریق توافق با مقامات پیونگ‌یانگ به دست آید، محکوم به شکست است.

کره شمالی چه تجهیزاتی دارد

این کشور حداقل 6000 تانک در اختیار دارد که در صورت لزوم می‌تواند مناطق شمالی کره‌جنوبی را با بیابان یکسان کند. ارتش اسرائیل در جریان حمله به حزب الله در تابستان 2006، تنها از 200 تانک استفاده کرد. همچنین کره شمالی دارای 3000 نفربر نظامی است که می‌تواند در اسرع وقت، حریم امنیتی و مرزی کره جنوبی را بشکند.

بنابر گزارشات منتشر شده، کره شمالی بین 6000 تا 8000 هزار مقر توپخانه‌ای دارد که کابوسی برای امنیت آمریکا، کره جنوبی، ژاپن و حتی گوام و هاوایی خواهد بود. زماین عمق فاجعه روشن می‌شود که بدانیم ژاپن هنوز سیستم سپر موشکی خود را تکمیل نکرده و کره جنوبی از اساس فاقد یک طرح جامع برای سپر موشکی بوده است؛ زیرا هر بار طرح آن در محافل داخلی کره جنوبی، شدیدترین واکنش‌های پیونگ یانگ را در پی داشته است.

کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر

منابع رسانه‌ای غرب پیش‌بینی می‌کنند کره شمالی بین 2000 تا 3500 خمپاره‌انداز زمین به زمین در اختیار داشته باشد که در صورت وقوع جنگ، خاور دور را به آتش خواهند کشید. تعداد بالای این خمپاره‌اندازها در کنار سهولت جابجایی باعث می‌شود تنها دو راه حل برای مقامات واشنگتن و سئول بماند؛اولا یا با مقامات پیونگ یانگ به توافق برسند و به این ترتیب باید در برابر رهبر جوان، افراطی و ایده‌آلیست این کشور کوتاه بیایند؛ یا با عملیات‌های زمینی چریکی گسترده تا عمق خاک کره شمالی، ضربات جدی به این سامانه وارد کنند. راه‌حل دوم، تنها به عمیق‌تر شدن بحران می‌انجامد؛ زیرا همان‌گونه که در بخش اول ذکر شد، هیچ کس نمی‌تواند ورود سرمایه‌داران و امپریالیست‌های خارجی را به کره شمالی تصوّر کند؛ چه برسد به اشغال این کشور که حتی از لحاظ امکانات نظامی نیز محال به نظر می‌رسد.

هم‌اکنون کره شمالی دارای 3000 موشک‌انداز است که قابلیت شلیک به نیویورک در شرق آمریکا را نیز دارند و به راحتی می‌توانند همه نقاط کره جنوبی و ژاپن را هدف بگیرند. حزب الله لبنان با تمسک به همین ابزار توانست اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی از خاک لبنان و پذیرش شرایط آتش‌بس حزب الله کند. تجربه نشان می‌دهد جوامع سرمایه‌دار مقاومت بسیار اندکی در برابر موشک‌اندازی دارند و در برابر اندک ناامنی ناشی از پرتاب موشک، سرمایه‌ها به سرعت از این منطقه خارج شده و وحشت عمومی در کنار بحران عمیق اقتصادی و امنیتی دامن‌گیر این جوامع می‌شود.

کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر

واحدهای ضدزرهی ارتش کره شمالی، 20هزار عدد بوده و به همین علت، حتی از لحاظ معادلات کوتاه مدت نظامی نیز تقریباً محال است ارتش‌های جهان بتوانند به صورت زمینی وارد خاک کره شمالی شده و بخش‌هایی از این کشور را اشغال کنند. ماشین‌های ضدزرهی پشتیبانی و لجستیکی این کشور، 40هزار عدد است.

از جمله گازهایی که کره شمالی در اختیار دارد گاز کلرین، خردل، هیدروژن سیانید و سیانوژن کلرید می‌باشند.

تعداد هواپیماهای کره شمالی تنها 2000 فروند بوده که در مقایسه با کره جنوبی و ژاپن، کم‌تر است. اگر آمریکا را نیز وارد معادلات کنیم، نتیجه می‌گیریم کره شمالی در نبردهای هوایی، ضعف بسیاری داشته و نمی‌تواند مقاومت چندانی از خود نشان دهد. تعداد هلی‌کوپترهای این کشور نیز تنها 300 فروند است که بعید به نظر می‌رسد در صورت وقوع جنگ هسته‌ای، مزیت خاصی برای ارتش پیونگ یانگ به ارمغان آورد؛ زیرا علاوه بر تعداد کم هلی‌کوپترها، امکانات نظامی و تکنولوژیک آن نیز محل سئوال است.

نیروی دریایی این کشور، 750 جنگنده را در اختیار دارد که 80 فروند آن از نوع زیردریایی است که از مجموع زیردریایی‌های متحدان غرب در خاور دور بیش‌تر است. علاوه بر این‌ها پیونگ یانگ دارای تسلیحات هسته‌ای و شیمیایی است که مقامات سئول و واشنگتن نیز به ناآگاهی نسبت به تفاصیل آن اذعان کرده‌اند. به نظر می‌رسد این تسلیحات، مهم‌ترین ابزار مقامات پیونگ یانگ برای چانه‌زنی‌های سیاسی و اقتصادی است.

کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر

در مورد امکانات موشکی کره شمالی، اطلاعاتی دقیقی وجود ندارد؛ اما مقامات سئول، این امکانات را «بزرگ‌ترین تهدید برای هر یک از کشورهای جهان» خوانده‌اند. بنا بر اطلاعات منتشره در رسانه‌های کره جنوبی به نقل از منابع وزارت دفاع سئول، برد موشکی پیونگ یانگ حداقل 10هزار کیلومتر بوده و هر موشک 600 کیلوگرمی در این شعاع قابل پرتاب است.



نگرانی شدید بریتانیا از توان نظامی پیونگ یانگ

«دیوید کامرون» نخست وزیر انگلیس بارها در نطق‌های خود اعلام کرده است که تهدید نظامی کره شمالی وی را «به شدت نگران» کرده است. وی همچنین هشدار داد که کره شمالی اکنون می‌تواند انگلیس و آمریکا را هدف قرار دهد. کامرون با بهانه قرار دادن تهدیدات کره شمالی، گفت که انگلیس باید همچنان توان بازدارندگی هسته‌ای خود را حفظ کند.
 
وی در پاسخ به این سوال که تا چه حد نسبت به کره شمالی نگران است، پاسخ داد: چقدر در مورد کره شمالی نگرانم؟ خیلی نگران، این کشور فناوری‌های خطرناکی هم در زمینه هسته‌ای و هم در زمینه تسلیحاتی در اختیار دارد. نخست وزیر انگلیس همچنین هشدار داد که کره شمالی فناوری لازم برای هدف قرار دادن تمام خاک آمریکا و انگلیس را در اختیار دارد.
 
کامرون در یادداشتی هم که در یکی از روزنامه های انگلیسی منتشر کرده بود، با بیان اظهاراتی مشابه، گفته بود که کره شمالی موشک‌های بالستیکی را رونمایی کرده است که می‌تواند تمام خاک آمریکا را هدف قرار دهد.

کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر
 
این اولین بار است که یک مقام رسمی ادعای امکان هدف قرار گرفتن اروپا از سوی کره شمالی را مطرح می‌کند. هنوز مشخص نیست که کامرون در سخنانش مرتکب یک اشتباه شده و یا اینکه اطلاعات جدیدی را افشا کرده است. کره شمالی چند صباحی است که تهدیدات خود علیه آمریکا و کره جنوبی را افزایش داده است و اعلام کرده است که خاک و پایگاه‌های نظامی آمریکا را هدف موشک‌های خود قرار می‌دهد.
 

کره‌شمالی هسته‌ای

هرگاه نام "کره شمالی" به گوش می‌رسد بمب های اتمی آن کشور به ذهن متبادر می شوند. با این حال، باید دانست آن کشور علاوه بر سلاح هسته ای مجهز به ده ها هزار تسلیحات سنگین است که کره جنوبی و آمریکا باید از آنها بترسد.

نشریه آمریکایی "نشنال اینترست"  با انتشار گزارشی درباره تسلیحات کره شمالی که کره جنوبی باید نسبت به آن نگران باشد می نویسد: کره شمالی کشوری است که از لحاظ اقتصادی در فقری شدید به سر می‌برد. این کشور یکی از مقتدرترین دولت‌ها را دارد؛ دولتی که مجهز به سلاح‌های سنگین نظامی است. این کشور در عرصه دیپلماسی از طریق خشونت و تهدید سیاست‌های خود را پیش می برد و از نظر فنی هنوز هم در حال نزاع و رقابت با آمریکا است.

کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر

با وجود فقر اقتصادی دولت کره شمالی هزینه سرسام آوری را خرج حفظ سلاح‌های هسته‌ای و موشکی خود کرده است. برای مثال، سلاح‌های هسته‌ای آن کشور تضمین کننده بقای رژیم سیاسی هستند؛ اما برای موارد دیگر کارکرد چندانی ندارند. همچنین ناوهای نظامی جنگی کره شمالی نیز تنها برای اقدامات تحریک آمیز در دریاها کاربرد دارند. در این میان کره شمالی تسلیحاتی در اختیار دارد که باید باعث نگرانی دولت کره جنوبی و آمریکا می‌باشد:


تسلیحات هسته ای

تسلیحات هسته‌ای مهم‌ترین سلاح در زرادخانه‌های کره شمالی است. دولت کره شمالی هدف خود از گسترش برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را بازدارندگی در برابر جنگ‌های احتمالی اعلام کرده است، از این رو این کشور تهدیدی علیه آمریکا و کره جنوبی محسوب می‌شود. گرچه ممکن است در ظاهر نیروهای زمینی، هوایی و دریایی ارتش کره شمالی تهدیدی علیه کره جنوبی و آمریکا محسوب نشوند، اما در بلند مدت می‌توانند عاملی مهم و تهدیدگر علیه دو کشور باشند.

نخستین آزمایش هسته ای کره شمالی در سال 2006 میلادی انجام شده. طبق ارزیابی‌های انجام شده از سوی جامعه اطلاعاتی آمریکا دولت کره‌شمالی کمنر از هزار تن "تی ان تی" در اختیار دارد.
دومین آزمایش هسته ای کره شمالی در سال 2009 میلادی انجام شد که گفته شده با شکست همراه بوده است.

سومین آزمایش در سال 2013 میلادی انجام شد. در آن زمان دولت کره شمالی 10 تا 40 کیلو تن ماده انفجاری "تی ان تی" در اختیار داشت. تعداد تسلیحات هسته‌ای کره شمالی نامعلوم است با این حال در تاریخ 16 جون موسسه تحقیقاتی و مطالعاتی بین المللی صلح "استکهلم" اعلام کرد که به احتمال زیاد کره شمالی 6 تا 7 زرادخانه مهم تسلیحات هسته ای را در اختیار دارد.

کره شمالی یا آمریکا، کدام یک پیروز نبرد احتمالی خواهند بود؟ + تصاویر

کره شمالی اکنون فاقد فناوری تسلیحاتی است که بتوانند ایلات متحده آمریکا را مورد حمله قرار دهند و با این وجود موسسه مذکور در ارزیابی‌های خود اظهار داشته که احتمال آن وجود دارد که دولت کره شمالی بتواند یک سلاح هسته‌ای را بر روی موشک "مودونگ" قرار دهد. موشک‌های "نودونگ" با قالبیت طی مسافت 1400 کلیومتری فادر خواهند بود به کل کره و تمام ژاپن از جمله ناحیه "هوکایدو" و حتی "پکن"آسیب بزند. از سوی دیگر کره شمالی دارای این توانایی می‌باشد تا از طریق زیردریایی موشک‌های خود را به آب‌های کره جنوبی بفرستد. کره جنوبی از تسلیحات هسته‌ای کره شمالی نه تنها به دلیل قدرت تخریب آنها، بلکه به دلیل دشواری نابودی آن‌ها نگران است. در زمان وقوع بی‌ثباتی در شبه جزیره کره احتمال آن وجود دارد که تسلیحات هسته‌ای به مناطقی دوردست انتقال یابد.


نویسنده Ali admin در 04:57 ب.ظ | نظرات()
عالیه حتما ببینید



[
]


برای دانلود کلیپ به ادامه مطلب بروید


نویسنده Ali admin در 10:00 ق.ظ | نظرات()

کودکان كار چاره‌ای ندارند جز آن‌که، خرج اعتیاد پدر عصبانی خود را بدهند و زندگی مادر مریض و معتاد خود را تأمین کنند، مادری که معلوم نیست آن‌ها را به دنیا آورده یا به قیمتی ناچیز خریده است، كه بر اساس ماده 32 پیمان جهانی حقوق کودک، آنان باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت آن‌ها را تهدید می‌کند حمایت شوند و دولت‌ها باید سن کار و شرایط کار کودکان را مشخص کنند.

به گزارش خبرنگار حقوقی قضایی باشگاه خبرنگاران، در مسیر میدان شوش به سمت راه‌آهن محله‌ای وجود دارد به نام دروازه غار، از دروازه که خبری نیست، هیچ در و پیکری هم ندارد. 
 
با این وجود، کودکان دروازه غار یاد گرفته‌ كه گلیم خود را از آب بیرون کشند، بعضی‌ها به قدری کوچکند که هنوز کامل حرف نمی‌زنند، ولی این دلیل نمی‌شود که کار نکنند. 
 
این کودکان چاره‌ای ندارند جز آن‌که خرج اعتیاد پدر عصبانی خود را بدهند و زندگی مادر مریض و معتاد خود را تأمین کنند، مادری که معلوم نیست آن‌ها را به دنیا آورده یا به قیمتی ناچیز خریده است. 
 
در برخی محله‌های تهران بزرگ، همچون دروازه غار، کودکانی هستند که دست‌های کوچکشان، پینه بسته است، زیبایی صورت‌هایشان زیر لایه‌های چرک و سیاهی پنهان شده و پاهای خسته‌ آنان به کفش‌های پاره و نامناسب عادت کرده است، این‌ها کودکان کار هستند. 
 
بر اساس آمار سازمان جهانی کار، سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان از کودکی محروم می‌شوند، طبق این آمار ۱۲۰ میلیون‌ نفر از آن‌ها وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام‌ وقت هستند، ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و۷ درصد در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند. 
 
کودکانی که وظیفه دارند بخشی از زندگی پر مصیبت خانواده را بچرخانند، کودکانی که شناسنامه ندارند، گاهی اوقات در ازای مقداری پول معامله می‌شوند و دیگر مهم نیست، زیردست سرپرستان سنگدل و خشن، بر سر جسم و روح این کارگران معصوم چه می‌آید. 
 
روز 22 خرداد ماه هر سال برابر با 12 ژوئن در تمام کشورهای جهان روز منع کار کودک اعلام شده است. به این ترتیب در کشور ما نیز این مسئله صادق است. 
 
ماده 32 پیمان جهانی حقوق کودک می‌گوید: کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید می‌کند حمایت شود و دولت‌ها باید حداقل سن کار و شرایط کار کودکان را مشخص کنند. 
 
در ماده 26 این پیمان نیز آمده است که هر کودکی حق دارد از تامین اجتماعی از جمله بیمه اجتماعی برخوردار شود و ماده 27 آن تاکید می‌کند که کودکان باید از سطح زندگی که تامین کننده رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی آنها است، برخوردار شوند. 
 
پیمان جهانی حقوق کودک، یک پیمان‌نامه بین المللی است که برای دفاع و حمایت ازحقوق کودکان تهیه شده است، این پیمان که پس از 10 سال گفتگو میان کشورهای عضو سازمان ملل در سال 1989 میلادی تدوین شد و در سال 1990 به اجرا درآمد؛ به طور کلی چهار محور بقا، رشد، حمایت و مشارکت را در ارتباط با کودکان مورد توجه قرار می‌دهد. 
 
تعریف کودکان کار در کشورهای مختلف یکسان نیست به گونه‌ای که در برخی کشورهای آسیایی کار افراد در گروه سنی 8 تا 13 ساله در زمره کار کودکان قرار می‌گیرد، اما عمده تعریفی که شامل بیشتر کشورهای جهان از جمله ایران می‌شود اشتغال کودکان زیر 15 سال است. 
 
کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند، کار کودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود. 
 
در بیشتر کشورهای جهان، کار کودک شامل کار در مزارع، کارخانه‌ها، معادن و بخش‌های خدماتی است و مشاغل کاذبی چون دستفروشی را هم در بر می‌گیرد؛ کودکان کار اکثرا به صورت آزاد یا خیابانی، نیمه وقت و تمام وقت، فصلی و کارمزد مشغول کار هستند. 
 
کار کودکان بسیار معمول است و می‌تواند شامل کار در کارخانه، معدن، روسپی‌گری، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) یا کارهای نامتعارف باشد، ناپذیرفتنی‌ترین شکل‌های کار کودکان استفاده نظامی از کودکان و تن‌فروشی آنان است. 
 
قاچاق انسان از راه‌های عمده وارد کردن این کودکان به بازار است، به جز کارگری برده‌وار، روسپی‌گری و فروش اعضای بدن کودکان، از دیگر سرنوشت‌های کودکان، قاچاق است. 
 
دلایل و پیامدهای کار کودک 
 
بهره‌کشی از نیروی کار کودک، ریشه در عوامل مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد به نحوی که فقر اقتصادی، بیکاری والدین، اعتیاد و طلاق و شکاف طبقاتی از مهمترین عوامل افزایش کودکان کار در یک جامعه به شمار می‌رود، خانواده فقیری که اکثر درآمد خود را برای خرید غذا صرف می‌کند، به درآمد کودک خود برای بقا نیاز اساسی دارد البته فقر تنها دلیل کار کودکان نیست و نمی‌تواند به تنهایی عاملی برای بردگی و دیگر انواع اشتغال باشد. 
 
آسیب پذیری کودکان در برابر کار 
 
متاسفانه کودکان کاری که به منظور کسب درآمد به فعالیت‌های تولیدی، خدماتی یا مشاغل کاذب روی می‌آورند، از بسیاری از حقوق اولیه انسانی، حق آموزش و تحصیل باز می‌مانند، سلامت جسمی و روانی این کودکان به شدت در معرض انواع آسیب‌ها و خشونت‌های جسمی و حتی جنسی قرار می‌گیرد و در آینده با افسردگی، سوء تغذیه و انواع بیماری‌های روحی و جسمی مواجه می‌شوند. 
 
 فردی که از کودکی به جای تحصیل و تفریح، موظف به تامین اقتصادی و معیشتی خود و خانواده خود است، کودکی خود را تباه شده می‌بیند و هیچگاه فرصتی برای آموزش و پرورش یا مهارت آموزی که بتواند تامین کننده ضمانت شغلی او در آینده باشد، پیدا نمی‌کند. 
 
با آغاز سوادآموزی همگانی و تغییراتی که در شرایط کار، طی صنعتی شدن به وجود آمد و ظهور مفاهیم حقوق کارگر و حقوق کودکان مورد نقد و بحث عمومی قرار گرفت، کار کودکان همچنان در اقسا نقاط دنیا که سن ترک تحصیل  پایین است شیوع دارد. 
 
قانون ایران در مورد کار کودکان چه می‌گوید؟ 
 
سال 1373، دولت ایران پیمان نامه‌ جهانی حقوق کودک را امضا کرد و تعهدات مربوط به کودکان کار و خیابانی را به صراحت پذیرفت، اما با گذشت 17سال، هنوز این قشر به رسمیت شناخته نشده‌اند، دلیل این مدعی نیز نبود آمار دقیق از این کودکان در کشور است. 
 
مهم‌ترین وظیفه دولت در این خصوص ایجاد حق هویت برای کودکان، صدور کارت شناسایی و اجازه تحصیل در مدارس است، اما در عمل جز سیاست‌های نافرجام ضربتی و سرکوبی گام دیگری برداشته نشده است. 
 
در ایران ماد‏ه‏‌ 79 قانون کار، اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال را ممنوع دانسته است البته کارگران شاغل در کارگاه‌های خانوادگی که کارفرمای آن‌ها، همسر یا بستگان و خویشاوندان نسبی درجه‏ یک باشند، مشمول قانون کار نیستند در نتیجه حداقل سن کار در مورد چنین کارگرانی رعایت نمی‏‌شود؛ بر اساس قانون کار اگر یک کارفرما کودک زیر 15سال را به کار بگیرد، متخلف خواهد بود و برای نخستین بار مجازات نقدی، بار دوم مجازات نقدی و حبس و بار سوم علاوه بر این موارد، کارخانه یا کارگاه پلمپ و پروانه کار فرد متخلف ابطال خواهد شد. 
 
از سوی دیگر ماد‏ه‏‌ 84 قانون کار پیش‌بینی کرده است که در مشاغل و کارهایی که ماهیت آن برای سلامتی یا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زیان‏‌آور است، حداقل سن کار 18 سال تمام خواهد بود که تشخیص این امر با وزارت کار و امور اجتماعی است. 
 
در حال حاضر آمار مشخص و دقیقی از تعداد کودکان کار در ایران وجود ندارد هرچند که برخی منابع و سازمان‌ها از وجود دو میلیون کودک کار در ایران خبر می‌دهند ولی آمارهای غیررسمی تعداد کودکان کار ایرانی را 7 میلیون نفر تخمین می‌زند که گفته می‌شود 40 درصد این کودکان را کودکان مهاجر تشکیل می دهد. 
 
با توجه به آمارها و گزارش‌های موجود حمایت از کودکان کار به عنوان قشری آسیب‌پذیر امری ضروری است هر چند که فعالیت‌ها و تلا‌ش‌های بسیاری برای ساماندهی کودکان کار در کشور صورت گرفته و انجمن‌های حمایت از کودکان کار با پی‌ریزی انواع برنامه‌ها و طرح‌های ویژه تلاش کرده‌اند تا کودکان کار را شناسایی و زمینه فراهم کردن امکانات و تسهیلات و بهره مندی از حداقل نیازها برای این کودکان را فراهم کنند اما آنچه مسلم است تمام انواع کار کودک به خصوص بد‌ترین اشکال آن باید ریشه‌کن شود چرا كه کار کودک نه تنها بنیان طبیعی و حقوقی انسانی را پایمال می‌کند بلکه تهدیدی جدی برای آینده اجتماعی و رشد و پیشرفت اقتصادی محسوب می‌شود. 
 
به نظر می‌رسد که پدیده کودکان کار نیازمند یک اجماع واحد و تعامل همه جانبه از سوی دستگاه‌های دولتی و نهادهای اجتماعی و غیردولتی است، تعاملی که می‌تواند ماحصل آن شناسایی کودکان کار، ایجاد مشاغل پایدار برای خانواده‌های آنان، گسترش حیطه نظارت سازمان‌های دولتی نظیر بهزیستی و معرفی کودکان کار به NGOها برای حمایت و پوشش باشد. 


نویسنده Ali admin در 11:52 ق.ظ | نظرات()
ایران کشوری است با امکانات و توانایی‌های فراوان. بر این پایه اقتصاد ایران باید یکی از چند اقتصاد برتر جهان باشد. چرا چنین نیست؟ چرا نرخ مشارکت در بازار کار به‌شدت پایین است و نرخ بیکاری بالا؟

هفته نامه تجارت فردا - کامران دادخواه*: ایران کشوری است با امکانات و توانایی‌های فراوان. بر این پایه اقتصاد ایران باید یکی از چند اقتصاد برتر جهان باشد. چرا چنین نیست؟ چرا نرخ مشارکت در بازار کار به‌شدت پایین است و نرخ بیکاری بالا؟ چرا تولید ناخالص سرانه ایران در مقایسه با کشورهایی مانند کره جنوبی که زمانی حسرت موفقیت ایران را می‌خوردند این طور پایین است؟ بی‌گمان دلیل این امر در ساختار اقتصادی و سیاست‌های اقتصادی ایران است.

آقای دکتر عباس آخوندی نظام اقتصادی ایران را نوعی نظام مرکانتیلیستی یا سوداگرانه دانسته‌اند و آقای علی میرزاخانی نظام اقتصادی حاکم را تیول‌داری مدرن خوانده‌اند. در مقاله‌ای بسیار اندیشمندانه و روشنگر، آقای دکتر موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان ارجمند، این مفاهیم را تشریح کرده‌اند که خواندن آن بر هر کس که به ایران دلبسته است واجب است. مقاله بسیار عالی آقای دکتر فریدون خاوند با عنوان «طبقه جدید» در جمهوری اسلامی نیز در این باره بسیار خواندنی است.

من با آنچه در مقاله دکتر موسی غنی‌نژاد با عنوان «معمای نظام اقتصادی ایران» آمده است صد در صد موافقم و چیزی ندارم که بر آن بیفزایم. از این‌رو کوشش می‌کنم به دو پرسش مرتبط با موضوع پاسخ بدهم: ۱. چرا چنین شد؟ و ۲. اکنون چه باید کرد؟

چرا چنین شد؟

چنان که گفتیم اقتصاد ایران از امکانات و توانایی‌های بسیاری برخوردار است. اما از سی و چند سال پیش برخی کسانی که هیچ نمی‌دانستند و چه‌بسا تحت تاثیر مهملات مارکسیستی قرار گرفته بودند، مقاله و کتاب نوشتند و ادعا کردند سیستم اقتصادی اسلام سوسیالیستی است. هیچ گفته‌ای بیش از این دور از حقیقت نیست. ولی نتیجه آن شد که بسیاری از بنگاه‌های تولیدی، کارخانه‌ها و بانک‌ها ملی شوند و در نتیجه کارایی، نوآوری و کارآفرینی از اقتصاد ایران رخت بربندد.

خصوصی‌سازی دهه ۱۳۸۰ نیز این وضع و روند را دگرگون نکرد. چندی پیش شاهد یک جلوه تراژدی این اقدامات بودیم. شرکت ارج نخستین سازنده وسایل خانگی در ایران ورشکسته شد. این را مقایسه کنیم با این واقعیت که در آمریکا تلویزیون سامسونگ ساخت کره جنوبی بسیار محبوب و از پرفروش‌ترین‌هاست. کار سوسیالیست‌بازی به همین جا ختم نشد. در دولت قبل تصمیم گرفته شد به همه ایرانی‌ها یارانه پرداخت شود. مقایسه کنیم آن را با رای مردم سوئیس که پرداخت یارانه به همه شهروندان کشور را رد کردند.

کدام یک از این دو تصمیم، یارانه همگانی یا رای مردم سوئیس، مطابق با آیه شریفه قرآن است که می‌فرماید: «لیس للانسان الا ما سعی»؟ آنچه مهم است این است که همه امکان کار، تولید، نوآوری و بهره بردن از دسترنج خود را داشته باشند. در همین رابطه به یاد آوریم که یارانه یک فرد معمولی ماهانه ۴۵ هزار تومان و حقوق نجومی و سایر دریافتی‌های کسی که دستش به جایی بند باشد ماهانه چند صد میلیون تومان است.
از سوی دیگر می‌دانیم که اقتصاد دنیا به سوی جهانی‌ شدن می‌رود.

کشورهایی که به دنبال گسترش صادرات بودند پیشرفت‌های حیرت‌انگیز داشتند و نه آنها که بر جانشینی واردات پای فشردند. با این حال برخی علم خودکفایی بر‌افراشتند. به یاد آوریم که حضرت رسول اکرم (ص) خودشان در کار بازرگانی بودند. اگر امروز هم به اقتصادهای برتر دنیا، آمریکا، چین، آلمان، ژاپن، و... نگاه کنیم کدام‌شان خودکفا هستند؟ هیچ کدام. مهم ‌آن است که یک کشور با تمام دنیا در رابطه باشد. در روابط بین‌المللی رابطه برادری و عشق و عاشقی در کار نیست.

هر کس به دنبال منافع خود است. شاهد بودیم که در دوره تحریم‌ها کشورهایی ادعای دوستی کردند و بعد کالاهای بنجل خود را به قیمت بالا قالب و پول‌های ایران را هم بلوکه کردند. وقتی با تمام دنیا رابطه باشد، اگر کسی زیاده‌خواهی کرد می‌توان به سوی دیگری رفت. این مطلب آشکارتر از آن است که نیاز به تشریح داشته باشد. سال‌ها پیش که در شمیران زندگی می‌کردیم در دو طرف محله ما دو سبزی‌فروشی بود: علی‌اکبر و مش‌ممد. هر دو می‌دانستند که بهتر است میوه و سبزی خوب و به قیمت معقول داشته باشند چون همواره امکان خرید از دیگری بود. می‌توان حدس زد که اگر یکی از آنها در محله نبود دیگری چه شلنگ و تخته‌ای می‌انداخت.

به کوتاه سخن می‌توان نتیجه گرفت اگر ایران می‌خواهد جایگاه درخور خود را در اقتصاد جهانی به دست آورد می‌باید از اقتصاد دولت‌محور دست بشوید، بخش خصوصی را تقویت کند و اقتصاد ایران را به اقتصادی بر پایه بازار آزاد و در پیوند با اقتصاد جهانی دگرگون سازد. این کار بزرگی است و بی‌گمان اجرای برجام گامی کارا در این مسیر بوده است. ولی راه درازی در پیش است.

چه باید کرد؟

اکنون به این پرسش می‌رسیم که چگونه می‌توان به این هدف‌ها رسید. چه باید کرد؟

در زیر به کوتاهی قدم‌هایی را که باید برداشت، برمی‌شمریم. ولی باید تاکید کرد که اقتصاد ایران نیازمند تغییرات ساختاری است که ‌باید با قدم‌های استوار و به صورت ضربتی به اجرا درآیند. اگر در انجام این اصلاحات دست‌دست شود، برخی انجام و برخی کنار گذاشته شوند، یا دست و پا شکسته اجرا شوند، کسانی که از وضع آشفته کنونی استفاده می‌کنند جلو اصلاحات را خواهند گرفت. در این رابطه روشی که کشورهای اروپای شرقی پس از برافتادن شوروی سابق و سیستم مستعمراتی آن پیش گرفتند می‌تواند الگویی باشد.

ضرورت توقف کنترل قیمت‌ها

نخست باید کنترل قیمت کالاها کنار گذاشته شود و بهای همه کالاها و خدمات در بازار تعیین شود. برخی استدلال می‌کنند که دخالت دولت در تعیین قیمت‌ها برای حمایت از کم‌درآمدهاست. درست برعکس. قیمت بنزین را در نظر بگیرید. کارگری که با اتوبوس به سر کار می‌رود چه میزان از این کنترل قیمت بهره می‌برد؟ مقایسه کنید با فرد ثروتمندی که چندین اتومبیل دارد.

شاید مهم‌ترین قیمتی که باید به بازار واگذار شود قیمت ارز است. دولت باید اجازه دهد که نرخ ارز در بورس و بر پایه عرضه و تقاضا تعیین شود. اینجا مشکل این خواهد بود که بزرگ‌ترین عرضه‌کننده ارز به دلیل درآمد نفت و مشتقات آن خود دولت است. دولت باید معین کند که در روزهایی که بورس فعال است در هر ساعت مقدار ثابتی ارز به بازار عرضه خواهد کرد.

قیمت ارز در بورس معین می‌شود ولی اگر قیمت ارز بیشتر از میزان از پیش معین‌شده (مثلاً یک در‌صد) نسبت به آخر روز پیش کاهش یافت عرضه دولتی در آن روز قطع می‌شود. دستگاه‌های دولتی و وابسته به دولت به استثنای امور دفاعی باید ارز مورد نیاز خود را به قیمت بازار و در بورس بخرند. به این ترتیب امکان دستکاری نرخ ارز توسط سفته‌بازان و کسانی که دستشان به جایی بند است نخواهد بود.

امنیت سرمایه و آزادی کسب و کار

لزوم امنیت سرمایه و آزادی کسب و کار بر همه آشکار است. در این مورد جای هیچ اگر و امایی نیست. به ویژه سرمایه‌گذاران خارجی باید احساس امنیت کنند. البته هر سرمایه‌گذاری ریسک به همراه دارد و آن امر جداگانه‌ای است. منظور از امنیت سرمایه آن است که دارایی سرمایه‌گذاران و کارآفرینان مورد دست‌اندازی قدرتمندان و دولت‌نشینان نخواهد بود.

به رسمیت شناختن روزنامه‌نگاری تحقیقی

دکتر غنی‌نژاد به‌درستی از «به رسمیت شناختن روزنامه‌نگاری تحقیقی» گفته‌اند. در این رابطه می‌خواهم دو نکته را بگویم. نخست آنکه اقتصاددانان ایرانی باید دست کسانی را که مهملاتی نظیر اقتصاد سوسیالیستی و مانند آنها را تبلیغ کردند رو کنند. دوم، دولت باید آمارها را بهنگام و به‌درستی منتشر کند. اکنون در ماه چهارم سال ۱۳۹۵ هستیم و اطلاع دقیقی در مورد تولید ناخالص داخلی سال ۱۳۹۴ در دست نیست.

دقت و صحت آمار و امکان نظارت کارشناسان بر آنها باید آنقدر زیاد باشد که به قول قدیمی‌ها بتوان روی آنها قسم خورد. مطلب دیگر آنکه هر سری آماری باید تنها در یک سازمان جمع‌آوری شود. اینکه بانک مرکزی و مرکز آمار هر دو شاخص قیمت‌ها را برآورد می‌کنند کار نادرستی است. نادرست به دلایل اقتصادی و حقوقی و به دلایل فنی آماری.امید آنکه دولت آقای روحانی یا دولت بعدی در این کار پیروز شوند.

*استاد اقتصاد دانشگاه نورث‌ایسترن

نویسنده Ali admin در 10:35 ق.ظ | نظرات()

بعد از دوسال تلاش در مورد توافق هسته ای اکنون کار به جایی رسیده که مردم به کل از بهبود وضعیت اقتصادی در اثر برجام نا امید شده اند و دولت نیز با وعده های متفاوت که سعی در ایجاد امید در مردم دارد با پیام های متفاوتی که از غرب و در عکس سخنان دولتی ها زده می شود خود را در میدان بازندگی می بیند.

به گزارش لرستان خبر، نگاهی به تاریخ مذاکرات غربی ها با شرقی ها شواهد محکمی از این سوتفاهمات جدی در تلقی دو طرف از مذاکره را آشکار می سازد. غربی ها منظورشان از مذاکره، تحمیل خواسته هایشان بدون خشونت و خون ریزی است و تاریخ نشان نخواهد داد که غرب به کشوری که قدرتش را ندارد که حقی را مالک باشد حقی را محترم شمارد. اشتباه نکنیم، اگر غرب چانه زد، از مواضعی عقب تر برگشت، دلیل اتخاذ آن مواضع فزونی، معامله بود و هست.

مذاکرات اسرائیل با فلسطین را تک به تک مطالعه کنیم. سپس مذاکرات غرب با لیبی، ... نهایتا هسته ای و ژنو. مفهوم مذاکره برای غرب و برای ایران از جنس همان تفاوت های فرهنگی عمیق است.

اگر نگاهی بندازیم به مذاکرات هسته ای میبینیم که ما از غرب چیزی می خواهیم که واقعا از طبیعتش برنمی آید.

خلف وعده هایی که غربی ها انجام دادند در شرکت ایرباس و اجرایی شدن سوئیفت مشهود است.

بر اساس یکی از بندهای برجام، اﯾﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه آمریکا ﻣﺘﻌﻬﺪ به ﺻﺎدرات، ﻓﺮوش، اﺟﺎره ﯾﺎ اﻧﺘﻘﺎل ﻫﻮاﭘﯿﻤﺎی ﻣﺴﺎﻓﺮﺑﺮی ﺗﺠﺎری اﻧﺤﺼﺎرا ﺑﺎ ﮐﺎرﺑﺮی ﻏﯿﺮﻧﻈﺎﻣﯽ به ایران می‌شود. همچنین آمریکا متعهد به ﺻﺎدرات، ﻓﺮوش، اﺟﺎره ﯾﺎ اﻧﺘﻘﺎل ﻗﻄﻌﺎت ﯾﺪﮐﯽ و ﻗﻄﻌﺎت ﻋﻤﺪه ﺑﺮای هواپیمای ﻣﺴﺎﻓﺮﺑﺮی ﺗﺠﺎری ﺑﻪ اﯾﺮان و اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺗﺒﻌﯽ، از ﺟﻤﻠﻪ ﺿﻤﺎﻧﺖ، ﻧﮕﻬﺪاری، و ﺧﺪﻣﺎت ﺗﻌﻤﯿﺮ و ﺑﺎزﺑﯿﻨﯽ‌ﻫﺎی اﯾﻤﻨﯽ ﺑﺮای ﮐﻠﯿﻪ ﻣﻮارد ﻣﺬﮐﻮر خواهد شد.

چنان که پیداست با اجرای توافق ایران و 1+5 نباید هیچ منعی برای استفاده ایران از صنعت هواپیمایی بین‌المللی وجود داشته باشد، ولی ترس شرکت‌های غربی از احتمال ادامه یافتن تحریم‌ها از سوی آمریکا چه معنایی به جز کارشکنی این کشور در مسیر اجرای برجام دارد؟

البته تنها شرکت ایرباس نیست که پس از اجرای برجام از سنگ‌اندازی‌های آمریکا و مشکلات پیش‌رو برای انعقاد قرارداد با ایران شکایت می‌کند. پیش از این یک روزنامه انگلیسی هم گزارش داده بود باقی‌ماندن زیرساخت تحریم‌ها و استمرار تحریم‌های اولیه موجب شده است که بانک‌های اروپایی از برقراری روابط تجاری با ایران امتناع کنند.

اما داستان وعده‌های پیش از برجام و خلف وعده‌های پسابرجام تمامی‌ ندارد. در حالی که بر اساس «آخرین وعده» رئیس کل بانک مرکزی قرار بود بهمن 1394 سامانه سوئیفت راه‌اندازی شود، مدیر امور بین‌الملل منابع بانک صنعت و معدن خبرداد که این بانک هنوز پیغامی از ناحیه سوئیفت دریافت نکرده است.

اما یک روز پس از ادعای سیف رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر حل مشکل سوئیفت، مدیران چند بانک اعلام کردند این مشکل هنوز برطرف نشده است.

حواشی ضد و نقیض پیرامون لغو تحریم سوئیفت اهمیت بالایی دارد چرا که لغو این تحریم از اهداف اصلی مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروه 5+1 به ویژه در دو سال و نیم گذشته بوده است و ارزش بسیار بالاتری از لغو تحریم فروش نفت دارد، زیرا اگر سامانه مبادلات مالی بانکی برای بانک‌های کشور وصل نشود عملا هیچ نقل و انتقال پولی بین ایران و سایر کشورها انجام نخواهد شد.

مردان دولت سعی می‌کنند مردم را نسبت به دوران بعد از توافق و برداشته شدن تحریم ها امیدوار کنند.

اما مردم دیگر واقف شدند که تحریم ها ادامه دارند و غربی ها به خلف وعده هایشان ادامه خواهند داد.

آقای روحانی خیلی امیدوار بودند و دوست داشتند که اجرایی شدن برجام قبل از انتخابات مجلس باشد مردم ایران شاهد برداشته شدن تحریم‌ها باشند

روحانی امیدوار بود تا اجرایی شدن برجام بر نتایج انتخابات تأثیر می گذارد! آیا آقای روحانی خبر از بدقولی های غربی ها ندارد؟!

روحانی در زمانی که بیش از دو سال است از کسوت ریاست جمهوری اش می گذرد، وعده های حل شدن مشکلات اقتصادی مردم را در گرو موفقیت مذاکرات هسته ای و برداشته شدن تحریم ها داده است و اکنون به زعم خود مذاکرات موفق شده است و دستور برداشته شدن تحریم ها نیز صادر شده است.

 از 26 مهر ماه 1394 آمریکا و اتحادیه اروپا دستور تعلیق تحریم ها علیه کشورمان را صادر کردند تا مسیر جدیدی از مذاکرات هسته ای بر روی کشورمان باز شود، هرچند اجرایی شدن آن منوط به انجام مراحل بعدی توافق است، اما فرجام دقیق برجام هنوز هم که هنوز است در هاله ای از ابهام قرار دارد و تصویب حاشیه دار این توافق در مجلس شورای اسلامی نیز هنوز بر سر زبان هاست.

متاسفانه دولت در خصوص توسعه درون زا و یا به تعبیر خودمان اقتصاد مقاومتی موفق نبوده و ما این موضوع را در نامه وزرای اقتصادی رییس جمهور دیدیم!

رهبری قبل از مذاکرات هم فرموده بودند که مذاکرات صورت بگیرد، ولی از همان ابتدا به این امر اشاره کردند که این‌ها قابل اعتماد نیستند و از قبل مشخص بود که ممکن است بدقولی‌هایی صورت گیرد.

برخلاف آقای روحانی که از ابتدا به مذاکرات خوش بین بودند، برای آنها که نظام بین الملل را و آمریکا را خوب می شناختند، سرنوشت امروز توافق هسته ای مثل روز روشن بود؛ به مذاکرات خوش بین نبودند. به هر صورت برجام تمام شد. صنعت هسته ای کشور سال ها بلکه دهه ها به عقب رانده و محدود شد.

اما باور قلبی ما این است که اگر دولتمردان حاضر و همه نخبگان فکری و ابزاری که آن را در این جهت هدایت و حمایت کردند، از این فاجعه پند گرفته باشند، از ملت عذرخواهی کنند و به جای ول خرجی پا پول قرضی در فرنگ، به فکر سامان دادن اوضاع داخل و مقاوم سازی اقتصاد برای ناامید کردن دشمن باشند، می توان گفت این هزینه گزاف و این تجربه، ارزشش را داشته است.

منبع: حامیان ولایت


اگر مشکلی در مطلب دیدید به ما گزارش دهید.



نویسنده Ali admin در 10:26 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir